سردار گمنام :یار محمد خان زردلانی(کرمانشاهی)
یار محمد خان کرمانشاهی فرزند میرزا محمد خان ازخان های زردلان(زردلال)پشتکوه و از ایل لروند زردلان و بلقیس خانم از ایل بالاوند در سال 1296 هجری قمری در کرمانشاه متولد شد .
شرح خلاصه (سردار یارمحمدخان زردلانی معروف به «یارمحمدخان کرمانشاهی» از فعالان مشروطه بود که در طی سالهای ۱۲۸۷ تا ۱۲۸۹ خورشیدی در نبردهای سختی و از جمله در محاصره تبریز به یاری ستارخان و باقرخان شتافت و در نهایت توسط حاکم کرمانشاه و عامل حکومت مرکزی در بازار مسقف کلوچه پز خانهٔ کرمانشاه به قتل رسید.)
يارمحمدخان يكي از سرداران به نام آزادي است که به لحاظ خدماتي كه در انقلاب مشروطه و در تبريز نموده صفحات منور تاريخ انقلاب ايران را زينت بخش خود ساخته است.

يارمحمدخان زردلانی (كرمانشاهي) يكي از سرداران آزادي خواه و مشروطه طلب عصر قاجار است و برخي از نويسندگان نامدار ايراني از قبيل دكتر مهدي ملك زاده و احمد كسروي به خدمات و فداكاري هاي اين سردار مشروطه به طور مبسوط توجه كرده اند. اما دكتر علي اكبر نقي پور، اولين بار كتابي را با عنوان يارمحمدخان؛ سردار مشروطه به صورت مستقل به اين موضوع اختصاص داده است .
يارمحمدخان خواندن و نوشتن را در مكتبخانه هاي آن روزگار آموخت. در دوره جواني در توپخانه تيپ كرمانشاه استخدام شد و به درجه نايبي رسيد و بعدا هم به كميته غيرت پيوست. كميته غيرت هم توسط عبدالكريم غيرت، شاعر كرمانشاهي راه اندازي شده بود. اين كميته، مبلغ انديشه هاي آزاديخواهانه بود و يارمحمدخان در كنار آزاديخواهاني همچون احمدخان معتضدالدوله وزيري، ميرزاعلي خان وزيري، ابوالفتح ميرزا دولتشاهي و ابوالحسن خان زنگنه به فعاليت پرداخت و در صف مشروطه خواهان قرار گرفت .
قبل از آن كه محمدعلي شاه دستور به توپ بستن مجلس شوراي ملي را بدهد و مجلس توسط لياخوف روسي فرمانده قزاقخانه گلوله باران شود، برخي از انقلابيون و حاميان حكومت مشروطه از جمله ملك المتكلمين از مناطق مختلف كشور كمك خواستند
يارمحمدخان زردلانی نيز پس از اطلاع براي كمك به مشروطه طلبان به طرف تهران حركت كرد. اما وقتي مي خواهند از راه قم به تهران بيايند متوجه مي شوند كه مجلس شوراي ملي به توپ بسته شده و ملك المتكلمين و جهانگير صوراسرافيل روزنامه نگار غيور و آزاديخواه به دستور محمدعلي شاه كشته شده اند.
يارمحمدخان و چند نفر از اطرافيانش در قم مي مانند و بعد از اين كه آوازه آزاديخواهي مردم تبريز به رهبري ستارخان و باقرخان(سردار ملی وسالار ملی) را مي شنوند عازم آذربايجان مي شوند
تنها كساني كه از شهرهاي ايران به ياري تبريز آمدند يارمحمدخان كرمانشاهي و همراهان او بودند يارمحمدخان پس از ورود به تبريز، رياست دسته اي از مجاهدين را پذيرفت و محافظت و دفاع از يك ناحيه مهم تبريز را عهده دار شد و تا آخرين روز جنگ هاي تبريز با كمال صداقت و دلاوري جنگيد. يارمحمدخان پس از آن كه تبريز به ناچار به واسطه ورود قشون روس دست از جنگ كشيد، تبريز را ترك كرد و رهسپار اردوي مجاهدين در شمال كشور شد كه مي خواستند براي فتح تهران و اعاده مشروطيت اقدام كنند. يارمحمدخان در تبريز در مقابله با نيروهاي محمدعلي شاه، رشادت هاي فراواني از خود نشان داد.
پس از استقرار مشروطه اختلاف بینش های سیاسی منجر به پیدایش احزاب مختلف که مهمترین انها احزاب دمکرات واعتدالیون بود
ستارخان به اعتدالیون نزدیک شدویارمحمدخان کرمانشاهی دموکراتهاپیوست. درآغازسال 1290 هش سپهدارکه ازاعتدالیون بود به سمت رئیس الوزرا منصوب شد اوابتدابه کینه جویی از حیدر عمواوغلوویارمحمدخان پرداخت از این رو شب اول فروردین 1290هجری شمسیبه دستور وی یار محمدخان بازداشت شد پس از دو هفته روز 13 فروردین 1290 هجری شمسی از تهران تبعیدشدوقصد داشتنداوراازطریق کرمانشاه به عراق بفرستند اما مردم كرمانشاه به هواداري يارمحمدخان برخاستند و ماموران دولتي و نيروهاي قزاق هم نتوانستند او را مجددا دستگير كنند. شوراي ايالتي كرمانشاه هم از مجلس شوراي ملي خواستار عفو و لغو حكم تبعيد يارمحمدخان شد. در همان ايام يپرم خان ارمني رئيس نظميه، ليست مفصلي به ميرزا صادق خان مستشارالدوله وزير داخله )كشور(، نايب السلطنه و سپهدار تنكابني رئيس الوزرا داده بود كه اسم فرمانفرما و عين الدوله نيز در آن ليست آمده بود و يپرم خان خواستار اعدام و حبس و تبعيد آنها شده بود، اما مستشارالدوله فرمانفرما را به عنوان حاكم كرمانشاه معرفي مي كند
به غيراز شرافت و آزادي طلبي و ناموس خود چيزي نداشت و به فكر كسب امتياز شخصي نبود. يعني به معناي واقعي آزاديخواه بود و فداكاري مي كرد. اما كسي مثل فرمانفرما كه حاكم كرمانشاه شد، اين جور نبود. او حتي يارمحمدخان را به همراه 300 نفر به عنوان پيشقراول در اردوكشي دوم فرستاد ولي بعدا نيروهاي تازه نفس را به كمك آنها نفرستاد. آنها هم با همين تعداد نيرو در مقابل 7000 نفر نيروي سالارالدوله به پيروزي رسيدند. اصولا مجاهدان جان بركف عصر مشروطه در مقابل پيشنهاد دولت براي سركوب سالارالدوله، چند خواسته مشخص به اين ترتيب داشتند:
1-آزادي بيان و مطبوعات
2-آزادي اجتماعات
3- لغو حكومت نظامي
4- آزاديخواهاني كه در واقعه اولتيماتوم روسيه دستگير و تبعيد شده بودند به خانه هاي خود برگردند.
بعد از استقرار فرمانفرما در كرمانشاه، اردوي نظامي به قصد سركوب سالارالدوله عازم كردستان مي شود ولي به چه منظور، يارمحمدخان از اردوي دولتي جدا شد و شهر كرمانشاه را به تصرف درمي آورد و فرمانفرما هم مجبور مي شود براي بازپس گيري شهر، جنگ با سالارالدوله را رها كند
يارمحمدخان وقتي مي بيند كه با چه زحمت و مشقتي در راه اعاده مشروطيت اقدام كرده اند ولي حكومت به دست شاهزاده هايي همچون فرمانفرما افتاده است، بسيار عصباني بود.
يارمحمدخان نمي توانست در دو جبهه بجنگد. يعني قادر نبود به طور همزمان با سالارالدوله و فرمانفرما مقابله كند. به نظرش رسيد كه دفع سالارالدوله آسان تر است و بعدا مي تواند او را شكست بدهد. به همين دليل درصدد برآمد اول فرمانفرما را از ميان بردارد. همراهي با سالارالدوله يك اقدام تاكتيكي بود وگرنه يارمحمدخان به طور مطلق آدم آزاديخواهي بود و نمي توانست با طرز فكر مستبدانه سالارالدوله كنار بيايد. شايد هم مي خواست وضعيتي شبيه جريانات تبريز در دوره استبداد صغير بوجود بياورد.
ضديت يارمحمدخان با فرمانفرما تا به آنجا مي كشد كه اين سردار مشروطه تصميم مي گيرد با سوراخ كردن ارگ حكومتي كرمانشاه، فرمانفرما را كشته يا دستگير كند زیرا اعتقاد داشت كه باوجود افرادي مثل فرمانفرما حكومت مشروطه در ايران استقرار پيدا نخواهد كرد وشب قبل از آن، قصد خود را با سه نفر در ميان گذاشت.
يك نفر آقا براقصاب بود كه محافظت از محله چناني كرمانشاه را به او سپرد. با يكي از كدخدايان و معاريف شهر هم صحبت كرد و با يكي از افراد بانفوذ كرمانشاه به اسم حسن خان معاون الملك كه تفنگچي هاي زيادي هم داشت وارد مذاكره شد ولي حسن خان معاون الملك، اعلام كرد كه با فرمانفرما دوست است ولي سعي مي كند در جنگ طرفين، بي طرفي از خود نشان دهد. اما آقا براقصاب ماجرا را به فرمانفرما اطلاع داد و نيروهاي حاكم كرمانشاه، محل ورود يارمحمدخان را زيرنظر گرفتند و با شليك يك گلوله به دهانش، او را كشتند.
مقبره این سردار بزرگ در محوطه مرکز بهداشت شهرستان کرمانشاه قرار دارد که متاسفانه به زباله داني تبديل شده است.
قبره یارمحمدخان شایسته این سردار بزرگ نیست
هر کسی که اقدامات این سردار مشروطه را خوانده است می داند که یارمحمدخان به غیر از تلاش برای کسب شرافت و آزادی طلبی، به فکر کسب امتیاز شخصی نبود یعنی به معنای واقعی آزادیخواه بود و فداکاری می کرد.
برچسبها: مشاهیر لک, یارمحمدخان کرمانشاهی, یارمحمد خان زردلانی

